على ربانى گلپايگانى
285
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
حضرت يونس ، مدّتى از قوم خود غايب بود ، حضرت موسى چهل شبانهروز در ميان قوم خود نبود ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در سفر هجرت از مكّه به مدينه ، چند روزى در ميان قوم خود بهسرنبرده است . « 1 » ولى در هيچيك از موارد يادشده غيبت آنان نبوّت و پيامبريشان را خدشهدار نساخت . بديهى است اگر غيبت با نبوت يا امامت منافات داشته باشد ، كوتاه و بلند بودن زمان در آن تأثيرى نخواهد داشت . بنابراين نبايد طولانى بودن زمان غيبت امام عصر عليه السّلام را با امامت آن حضرت ناسازگار دانست . در مورد اسباب و فلسفهى غيبت امام عصر ( عج ) در احاديثى كه از پيشوايان معصوم عليهم السّلام روايت شده است ، مطالبى بيان گرديده كه آنها را يادآور مىشويم : 1 . غيبت امام از اسرار الهى در برخى از روايات براين نكته تأكيد شده است كه فلسفه و حكمت غيبت امام عصر ( عج ) بهطور كامل تا قبل از ظهور آن حضرت روشن نخواهد شد ، و مقتضاى ايمان اين است كه پس از اقامهى دليل بروجود آن حضرت ، انسان تسليم باشد ، و عجز او از درك فلسفهى غيبت مايهى ترديد در وجود وى نگردد . شيخ صدوق از عبد اللّه بن فضل هاشمى روايت كرده كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
--> ( 1 ) . چنانكه در آغاز بعثت مدّت سه سال نبوت خود را از عموم مردم پنهان مىداشت ، و جز خواصّ او از پيامبريش آگاه نبودند . پس در اين مدّت او پيامبر بود . و در بين مردم زندگى مىكرده ولى آنان او را به عنوان پيامبر نمىشناختند . امام عصر ( عج ) نيز در دوران غيبت ، خليفهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امام مسلمانان است ، و در ميان آنان زندگى مىكند ، ولى جز خواصّ شيعيانش ، او را نمىشناسند . تشبيه غيبت امام عصر ( عج ) به غيبت يونس عليه السّلام و موسى عليه السّلام و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در احاديث بسيارى وارد شده است . به « كمال الدين » شيخ صدوق رجوع شود .